حسين مروج

492

اصطلاحات فقهى ( فارسى )

خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم در مشارب النخل بين اهل مدينه قضاوت كرد . الكافى ، ج 5 مشاركة - شريك گرفتن . مجمع البحرين موارد استعمال : مشاركت ذمّى و سرمايه دادن به آن مكروه است . شرح لمعه ، كتاب شركت مشاركة الذّمى - يهوديان و مسيحيان و زرتشتيان را شريك اخذ كردن است . موارد استعمال : مشاركة الذمى مكروه است . شرح لمعه ، كتاب شركت مشاطة - مويى است كه در زمان شانه كردن با شانه كنده شده و از سر جدا مىشود . طلبة الطلبه ، كتاب استحسان موارد استعمال : در حديث است كه پيامبر اسلام را با مشاطه سحر كردند . لسان العرب مشّاطة - زنى كه زنان را آرايش مىدهد . طلبة الطلبه ، كتاب استحسان موارد استعمال : كسب مشاطه ( مشاطه مبالغه است ) جايز است . شرح لمعه ، كتاب متاجر مشاع - شايع ، پراكنده . در عرف فقيهان ، به معناى مشترك و تقسيم نيافته است . موارد استعمال : بيع المشاع جايز است . دستور العلماء ، ج 3 مشاوز - عمامه‌ها ، جمع مشوز . موارد استعمال : بنابر قولى مسح بر مشاوز جايز است . طلبة الطلبه ، كتاب طهارت مشاهد - ( جمع مشهد است ) محلى كه مردم در آن محل حاضر شوند . مجمع البحرين موارد استعمال : لقطه را بايد در مشاهد معرفى نمايند . الكافى ، ج 5 ، ص 138 مشاهد الائمّة - محل قبور ائمّهء اطهار عليهم السّلام . موارد استعمال : بنابر قولى مشاهد الائمه در پناه دادن به جانى مانند حرم است . شرح لمعه ، كتاب حج مشاهدة - با چشم ديدن . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : مشاهدهء خريدار در صحت معامله كفايت مىكند . شرح لمعه ، كتاب متاجر مشاة - كسانى كه با پاى پياده راه روند . مجمع البحرين موارد استعمال : امام حسن مجتبى عليه السّلام در حدود بيست و پنج بار به‌طور ماشى ( مفرد مشاة به معناى با پاى پياده ) حج به جا آورد . شرح لمعه ، كتاب حج مشترك - مردى كه مانند ديوانگان با خود سخن بگويد . در عرف فقيهان ، لفظى را گويند كه داراى معانى متعدده باشد و در مقابل هريك از معانى وضع شود . موارد استعمال : آيا لفظ مشترك بر زيادتر از يك معنا دلالت دارد يا نه ؟ در اين مورد بين فقها اختلاف نظر هست . فرهنگ معارف اسلامى مشتركات - چيزهايى كه منافع آن‌ها قابل تملك براى فرد واحدى نيست مانند راهها ، مدارس دينى ، مساجد ، مشاهد مشرّفه . شرح لمعه ، كتاب احياء موات موارد استعمال : در مشتركات عموم مردم شريك مىباشند و استفاده اختصاصى جايز نيست . شرايع ، كتاب احياء موات مشتقّ - شكافته شده . در عرف فقها ، كلمه‌اى است كه دلالت بر